دی ۱۵, ۱۳۹۲ | در: مجموعه یادداشت ها

شورجه و مکتب انتقادی

به بهانه عذرخواهی جمال شورجه از رخشان بنی اعتماد

جمال شورجه

قهر ما با نقد و نقادی، داستان امروز و دیروز نیست! رد پایش را دنبال کنی، نقطه شروع را به سختی می یابی اما به راحتی متوجه می شوی که ما از نقد فرار می کنیم! نه دوست داریم نقد شویم و نه یاد گرفته ایم نقد کنیم چرا که تمرین نکرده ایم نقاد باشیم. چرا که دوست نداریم نقد شویم پس دیگران را نقد نمی کنیم تا دیگران نیز از نقد ما درگذرند و ما را به خود وابگذارند. حال اینکه از دیدگاه مذهبی و دینی اگر انتقاد را بررسی کنیم به « نهی از منکر » می رسیم!
پس آنکه تیغ نقد را به روی دیگری می کشد نهی کننده ی اوست از منکر! یعنی نه نتها وظیفه اجتماعی و انسانی خود را انجام می دهد بلکه به وظیفه ی مذهبی اش را نیز عمل نموده!
حال در جامعه ای که روحیه نقد به فراموشی سپرده شده است، کم اند افرادی که نه تنها شجاعانه دیگری را نقد می کنند بلکه قهرمانانه تیغ برنده ی نقد را بر صورت خود می کشند و در این معدود، جمال شورجه یکی است از اندک.
اوست که به دریافت مجوز ورود فیلم” قصه ها”ی رخشان بنی اعتماد به جشنواره فیلم فجر نقد دارد و شجاعانه و مستقل نقدش را بیان می کند و هم اوست که آنجا که می فهمد بر اساس داده های ناقص و اشتباه دیگری را نقد کرده، خود را به سخت ترین و سلبی ترین شکل ممکن نقد می کند و نه تنها رسما از بنی اعتماد عذر خواهی می کند بلکه برایش آرزوی موفقیت می نماید!
پس در این وانفسای کسادی بازار نقد و به طور خاص نقد سلبی، باید این راه و روش انتقادی را مغتنم شماریم و با حمایت از آن پایگاه اجتماعی منتقد را محکم کنیم و در همین راستا فراموش نکنیم که جمال شورجه نقد و مکتب انتقادی را بسیار بهتر از بسیاری از روشنفکرانِ مدعیِ این مکتب، می شناسد و عمل می کند.

** این متن پیش از این در وبسایت هفت گاه منتشر شده است.

فرم ارسال دیدگاه