آبان ۲۸, ۱۳۹۲ | در: مجموعه یادداشت ها

شکلاتی به نام فلسفه در جهان تلخ امروز

یادداشتی به بهانه روز جهانی فلسفه

روز جهانی فلسفه
رد پای فلسفه همه جای تاریخ هست. هر گوشه و کنار تاریخ را که سرک بکشی و هر واقعه ی تاریخی را که رصد کنی،بی شک برایت به اثبات می رسد که همیشه پای یک فیلسوف در میان است!
از یونان باستان که خاستگاه فلسفه است تا امروزِ روز، جایی در آغاز قرن ۲۱، فلاسفه گرچه غیر مستقیم، (یا حتی مستقیم) سکان داران اصلی همه ی جریان ها و جنبش ها بوده اند. جنگ های ایران و رُم، جنگ های صلیبی، جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، ایجاد و تشکیل احزاب سیاسی، مکاتب اقتصادی، اجتماعی و سیاسی از کمونیسم تا لیبرالیسم، نازیسم و توتالیتریسم و حتی سرمایه داری مدرن، خلق و پرورش مکاتب ادبی و هنری و حتی پیدایش مذاهب گوناگون به ویژه در مسیحیت، در همه و همه ی اینها فلسفه نقشی اساسی و بدون جایگزین داشته است. حتی مکاتب نوینی که مدعیِ بی مکتبی و گریز از مذهب و بی چهارچوبی هستند نیز بر اساس فلسفه بنیان نهاده می شوند.
اینجاست که به ناچار باید بپذیریم که فلسفه مادر همه ی علوم است و فلسفه است که جهان را دگرگون می ساخته و می سازد و خواهد ساخت. چرا که فلسفه چیستی است و چرایی و بی چیستی و چرایی نه هنر معنا دارد، نه اقتصاد، نه سیاست، نه فرهنگ، نه جنگ، نه صلح و نه حتی مقدسات دینی.
فلاسفه و حکمای اسلامی نیز همیشه پرچم دار حکمت اسلامی بوده و حقیقتاً پیش بَرنده فلسفه ی جهان. بزرگانی چون ابوعلی سینا، فارابی، میرداماد، ملاصدرا، علامه طباطبایی و … .
*****
همه ی آنچه اشاره شد، می تواند انگیزه لازم و کافی باشد برای نهادی چون یونسکو که یک روز در سال را ، روز فلسفهبنامد و چشم و گوش جهانیان را به سمت این علمِ تعیین کننده تیز نماید و به همگان یادآوری کند که فلسفه مدرن ترین و چه بسا پست مدرن ترینِ علوم است و فرصتی ایجاد کند که فلاسفه معاصر به بیان یافته ها و اندیشه های خود بپردازند. روزی که روز فلسفه در همه جهان است و همه ی جهانیان باید در آن سهیم باشند.
روز جهانی فلسفه یعنی فلسفه برای همه ! یعنی کاربردی کردن فلسفه ! یعنی فلسفه را از دانشگاه ها و کتابخانه ها به خانه ها و پارک ها و زمین های بازی کودکان بیاوریم. که یونسکو نهادی است مردمی، که فلسفه ی وجودی اش اتصال برقرار کردن بین مردم و اندیشمندان است و روز جهانی فلسفه فرصتی مغتنم است برای فلاسفه و مردم. بین فلسفه و مردم رابطه ای دو سویه برقرار است و بقای فلسفه وابسته به مردم و کاربردی شدن آن است و حیات مردم وابسته به فلسفی زیستن به معنای زندگیِ آگاهانه و مبتنی بر عقلانیت است.
پس روز جهانی فلسفه، روز برافراشتن پرچم از سر در دانشگاه ها و مراکز علمی نیست. روز ارائهِ سخنرانی ها و سمینارهای فیلسوف مٌهم نیست. روز جهانی فلسفه، روزی است در خدمت فیلسوف، فلسفه و مردم ! روزی است که باید به فلاسفه یادآوری کند که اگر به دنبالِ بقاءفلسفه هستند باید فلسفه را آسان ارائه دهند. که اگر مردمی بودن را هم ارز کاربردی بودن بدانیم، روز جهانی فلسفه، روز فلسفی کردن فلسفه است. که نتیجه اش بقاء و ارتقا ی فلسفه می شود و آشتی دوباره مردم با فلسفه. آن هم نه فلسفه محض که فلاسفه را هم خسته کرده است، بلکه فلسفه کاربردی، یعنی جریان دادن عقلانیت در زندگی مردم. که لاجرم نتیجه اش می شود یک زندگی دینی. چرا که انسانِ فلسفی می اندیشد و نتیجه ی اندیشه و چرایی جویی و چیستی یابی، البته بر پایه عقلانیت، نجات بشر است از همه ی بدی ها و شر ها و نتیجتاً جریان یابی دین در زندگی همگان.
پس حتی اگر یونسکو، ما ایرانیان را با دلایل سیاسی و غرض ورزی های نامربوط به این نهاد، از نقشه ی جهان قیچی می کند، گویی که ما جزءِ مردم جهان نیستیم و سهمی از روز جهانی فلسفه نداریم، ما باید با تکیه بر حکمت اسلامی نابی که حکما و فلاسفه بزرگمان به ما و جهانیان ارائه دادند پیشتاز میدان کاربردی کردن فلسفه باشیم و در این روز جهانی، فلسفه را چون یک شکلات به جهانیانهدیه دهیم!

** این متن پیش از این در وبسایت هفت گاه منتشر شده است.

فرم ارسال دیدگاه