مرداد ۱۵, ۱۳۹۴ | در: مجموعه یادداشت ها

راه توسعه؛ از وین تا شیرگاه

نگاهی به نقش مردم ، رسانه ها و مسئولین در کاهش تلفات فجایع طبیعی

 

۲۰۱۰

فجایعی مانند زلزله ، سیل و … ابعادی دارند که گستردگی حقیقی آن ، امروزِ روز به شدت تحت تاثیر رسانه است . رسانه هایی که به ابعاد این فجایع ، طول و عرض و ارتفاع مد نظر خود را می دهند و… مجازی می شوند برحقیقت رخ داده .چیستی رسانه در روزگار مدرن و پسا مدرن مبحثی گسترده است و خارج از بحث ما ، اما بی شک ابعاد وسیع رسانه و گونه های خاص و گاه ناشناس آن ، حتی برخورد مفسرین و تحلیل گران را با هر رخدادی تحت تاثیر عمیق خود قرار می دهد ، چه برسد به تاثیر آن بر مخاطبین عام .سیل اخیر که در شمال ایران رخ داد ، خود مصداقی است بر این مورد ، یک فاجعه و ابعاد حقیقی اش و ابعـــاد رسانه ای آن و چگونگی برخورد مردم و مسئولین با آن .
شاهدان عینی و جست و جو گران حقیقی حقیقت ، ابعاد فاجعه را وسیع می دانند و غیر قابل چشم پوشی و نیازمند تحلیل و تفسیر و بازنگری در زمینه های زیست محیطی، هواشناسی ، مدیریت بحـــران و البته و صـــد البته جـــامعه شناسی .
جست و جو گران در فضای مجازی و اهالی شبکه های اجتماعی و آنان که نه به دنبال خبری موثق ، بلکه به قصد گشت و گذاری مجازی ، اخبار این سیل را دنبال کردند ، اساسا با ابعاد فاجعه کاری نداشتند و تنها نتیجه اش برای آنان چند عکس و فیلم و به قول خودشان چند « لایک» بیشتر بود که در کنار پرداخــــتن به مذاکرات ۱+۵ و شــادی های آگاهانه و غیر آگاهانه یشان بر این موفقیت و پیروزی ، نیم نگاهی هم به سیل داشتند و به کشته شدن هم وطنان شان و البته ندیدن خطری که از بیخ گوش اکثرشان گذشت .مسئولین نیز چون نمی خواستند شادی پیروزی مذاکرات را تلخ کنند، هرکجا که نشستند از ابعاد قابل چشم پوشی و ناچیز این اتفاق گفتند و نوشتند. مدیران و مسئولین هواشناسی و راهداری و پلیس راه و مدیریت بحران و چه و چه و چه نیز هر کدام تقصیر را به گردن دیگری انداختند و بانگ « کی بود ؟ کی بود ؟ من نبودم !» شان را هر گوش شنوایی شنید ، مگر آنان که گوش به سویی دیگر و چشم به سویی دیگر داشتند . ابعاد حقیقی این فاجعه ، حتی اگر کشته شدن یک نفر باشد و ویرانی یک خانه ، باز هم وسیع است و غیر قابل چشم پوشی . چه رسد به فاجعه ای که هیچ آمار درستی از کشته شدگان و ناپدید شدگانش در دست نیست و این بسیار بدتر و زشت تر از فجایعی نظیر زلزله های بم و رودبار و … است . چرا که در این مورد همه ی ما چون کبک ، سرمان زیر برف است ، فقط برف هایمان از آسمان هایی متفاوت باریده است وگرنه در کبک بودنمان تفاوتی نیست .
ما کبکیم چرا که : وقتی هم وطنان مان را سیل می برد ما به جای کمک رسانی ، دوربین و موبایل به دست ، ایستاده ایم و حداکثر واکنشمان ، فریاد است و فیلم برداری برای صفحه ی شخصی مان در فلان شبکه ی اجتماعی .
ما کبک هستیم چرا که : میزان انتشار همین فیلم و عکس ها و میزان موضع گیری عمومی ما نسبت به فاجعه ، آنچنان کوچک و کم و قابل چشم پوشی است که هیچ مسئولی را به پاسخ گویی وا نمی دارد ، هیچ نهادی را به رسیدگی مجبور نمی کند و ما تنها صحنه هایی از فروریختن ساختمان های چند طبقه ی ساخته شده در حریم رودخانه ها و صحنه هایی از غرق شدن ماشین ها و آب بردن مردم را به اشتراک می گذاریم ، آن هم بی هـــیچ مطالبه ای !!!
و نهایتا مسئولین نیز در این بازار کساد مطالبه مردمی ، فقط عملکرد تود را توجیه می کنند و اشتباهی را که «شاید» وقوعش را بپذیرند ، به گردن دیگری می اندازند و فرافکنی می کنند و کوچک انگاری . آنان که پیش یا پس از فاجـــعه ، در کشته شدن مردمان و ویرانی خانه ها و در راه ماندن مسافران و غرق شدن ماشین ها و غیره و غیره دخیل بوده اند ، هر یک کوتاهی خود را به گونه ای توجیه می کنند که برای فهمیدن فرارشان از پاسخ گویی ، لازم نیست خیلی دقیق شد و تحلیل کرد .
و نهایتا اینکه شادی پس از مذاکرات ۱+۵ و پیروزی تیم مذاکره کننده ی کشورمان برای همه ی ما شیرین بود ولی ما باید یادمان باشد که راه توسعه از ژنو و وین و لوزان و … نمی گذرد ، بلکه راه توسعه از شیرگاه و کن و چالوس و … می گذرد تا در فاجعه بعدی ( که انشاءالله دور باد . ) ما یاری رسان هم وطنانمان باشیم ، نه به اشتراک گذار نابودیشان . راه توسعه از مطالبه مردم از دولت مردان و مسئولین می گذرد تا در سیل بعدی تلفات کمتر شود و به صفر برسد ، که نابودی یک نفر و یک خانه هم زیاد است برای کشوری که هر یک نفرش ، یک ارتش را حریف است و پیروز هر میدان .

 

_______________________________________________________________________

اشاره : این یادداشت در تاریخ شنبه ۱۰ مردادماه ۱۳۹۴ در شماره ۳۲۰۵ روزنامه ابتکار منتشر گردیده است .

فرم ارسال دیدگاه