مرداد ۲۶, ۱۳۹۶ | در: مجموعه یادداشت ها

مهارتِ دلخواه بودن

درباره تئاتر «مفیستو» به کارگردانی دکتر مسعود دلخواه

 

۱۷۷۵۴۵_۴۴۸

مسعود دلخواه استاد عینیت بخشی به ذهنی ترین پدیده ها است . در یک بررسی اجمالی بر آثار او در همین چند سال اخیر (بی آنکه بخواهیم کل کارنامه او را بررسی کنیم که از حوصله این نوشتار خارج است)، او به واژه ها و پدیده های بسیاری در تئاتر ما ، عینیت بخشیده است و در واقع هر اثرِ او کلاس درسی است برای بسیاری از اهالی تئاتر ما ، تا آنچه را که تنها نامش را شنیده اند ، عینی ببینند و درک کنند و بیاموزند :…
۱– «زندگی انسان» نمایشنامه ای به قلم نیکلایویچ آندریفِ روسی؛ که به کارگردانی مسعود دلخواه چند سال قبل اجرا شد: عینیتی از سبک اکسپرسیونیسم در تئاتر، یک اجرای موفق با سبکی منطبق بر سوژه که از هیجاناتی که جوانان اکسپرسیونیستِ (!) تئاتر ما را در بر می گیرد ، بَری بود و از سمبولیسم نیزمعقول و منطقی بهره جسته بود .
۲ – «دژاوو» نمایشنامه ای که یک بازنویسی موفق است از «ناکجا آباد» هارولد پینتر که در آن دلخواه با بازنویسی و سپس اجرای آن ، معنای «دژاوو» را در تئاتر عینی می کند و در کنار خلق لحظاتی سرشار از تعلیق و قصه گوییِ رئالیستی ، تئاتری سرشار از لحظات «دژاوو» برای تماشاچی خلق می کند .
۳ – «بیگانه» که اقتباسی بود از رمان «بیگانه» اثر آلبر کامو که به واژه «اقتباس» در تئاتر ، معنایی دوباره بخشید و تبدیل یک «رمان» به یک «نمایشنامه» ی قابل اجرا و دیدنی را عینی کرد ؛ آن هم اقتباس از رمانی به دشواری «بیگانه» که تبدیل آن به اثری صحنه ای ،
پروژه ای دشوار و حتی ناشدنی می نمود ، اما دلخواه نشان داد که می شود .
و اما «مفیستو» …
دلخواه در کارگردانی و اجرای «مفیستو» نه تنها از نمایشنامه آریان منوشکین بهره برده است ، بلکه در سبک و فرم اجرایی نیز تمام تلاش خود را کرده است تا روش منوشکین در «تئاتر خورشید» را نیز عینیت بخشد و گام هایی موثر و ملموس در نزدیک شدن به شیوه «آفرینش جمعی» بردارد .
در واقع با آغاز پروژه «مفیستو» و نحوه انتخاب گروه بازیگران و … مشخص بود که این بار نیز علاوه بر آنچه روی صحنه رخ می دهد ، دکتر مسعود دلخواه مشغول عینی کردن پدیده دیگری است؛ پدیده ای در راستای تئاتر مردمی و
مردمی کردن تئاتر ، تمرین گروه بودن به معنای واقعی و «تئاتر» بودنی که جز از پسِ همین
گروه بودن پدید نمی آید .
«مفیستو» در اجرا نیز به شیوه «آفرینش جمعی» منوشکین نزدیک است . دلخواه در این اجرا از هنرهای مختلف زیادی، همزمان، هم سطح و هم ارزش استفاده کرده است. در این اجرا بازیگری، موسیقی، حرکات موزون، طراحی لباس و دکور و نور ، هر یک به عنوان هنری مستقل در یک تئاتر گرد هم آمده اند و بی آنکه ارزش یکی ، دیگری را کم ارزش جلوه دهد یا اینکه یکی ، جزئی باشد از کلِ اثر و تنها بازیگری اصل باشد ، همه و همه کنار هم یک تئاتر را خلق کرده اند که همزمان در آن می توان موسیقی ، حرکات موزون و … را مستقل دید و لذت برد ؛ بی آنکه به کلیت اثر آسیبی وارد شود .
پس تا به اینجا ما گروهی از بازیگران را داریم که به جز تعدادی که مشهورتر و قدیمی تر هستند ؛ مابقی از دلِ یک آزمون و گزینش بزرگ بیرون آمده اند و هر یک بنا به توانایی شان در بخش مورد نظر کارگردان قرار گرفته اند . در ادامه نیز یک گروه موسیقی تمام عیار داریم که در عین حال که منطبق بر متن و ریتم بصری نمایش هستند ، به طور مستقل تماشاچی را میهمان یک کنسرت کامل می کنند .
طراحی صحنه و لباس نیز چنانکه در «تئاتر خورشید» آریان منوشکین رایج بود ، تمام و کمال است و این کامل بودن و در واقع رئالیستی بودن ، تماشاچی را هوشیار نگه می دارد و
بی نیاز به تخیل و وهم و … او را مشغول دغدغه های آشکار و پنهانِ اثر می کند .
طراحی صحنه در «مفیستو» گرچه به نظر رئالیستی نیست ، اما به واقع تمام آنچه را که نیاز است تا قصه را به جلو ببرد و به بازیگر و تماشاچی کمک کند ، را دارد و در کنار همه اینها در خلق میزانسنی طلایی به کارگردان نیز کمک
می کند.در واقع میزانسنی که دلخواه در «مفیستو» طراحی کرده است از نظر بصری ۳ بعدی است ؛ یعنی با کمک طراحی صحنه ای که بالارونده است و پلکانی ، بازیگران علاوه بر حرکت در
۲ محور X و y ، در محور z نیز حرکت می کنند و میزانسن طراحی شده علاوه بر عمق ، ارتفاع نیز دارد و اینها در خلق تصاویری بدیع و هنرمندانه –درست مثل یک تابلوی نقاشی – کمک بسزایی به کارگردان کرده اند . در نتیجه تماشاچی از هر جای سالن که به تماشای «مفیستو» بنشیند، در هر لحظه تابلوی نقاشی بدیعی می بیند که بخشی است از یک قصه جذاب و سرگرم کننده .
و همه اینهاست که تماشاچی را حدود ۴ ساعت در سالن نگه می دارد و علاوه بر سرگرم کردن او با قصه و نور و موسیقی و حرکان موزون
و … ، به او تلنگر می زند و آگاهش می کند . «مفیستو» یک تئاتر مردمیِ تمام عیار است که از انتخاب بازیگر (پروژه انتخاب بازیگران از میان هزاران نفر داوطلب) تا فرم اجرایی و فرم روایت قصه، به شیوه اجرایی منوشکین نزدیک است و خود کلاس درسی است برای آن دسته از اهالی تئاتر که به فرم اجرایی برشت و انواع سبک ها و خوانش های مشتق شده و متاثر از آن
علاقمند هستند .

 

__________________________________________________________________________________

اشاره : این مطلب پیش از این در شماره ۴۹۶۶ روزنامه آفتاب یزد ( دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ ) منتشر گردیده است .

فرم ارسال دیدگاه