مرداد ۲۶, ۱۳۹۳ | در: مجموعه یادداشت ها

نیما نادری مستقل از پدر است !؟ هنوز نیست !!

یادداشتی بر نمایش “یوبیتسومه” اثر نیما نادری

139303191705193902957113

 اشاره : یادداشت زیر پس دیدن تئاتر “یوبیتسومه” در آخرین اجرای آن ، نوشته شد. یادداشتی که در سایت فرهنگی، هنری هفت گاه منتشر گردید و خوشبختانه مورد توجه قرار گرفت و خوانده شد. در این بین نظری از جانب یکی از خوانندگان دریافت شد که نقدی به جا بر این یادداشت نوشته بودند؛ مبنی بر این که در این یادداشت علت و چرایی خوب بودن نمایش “یوبیتسومه” برای مخاطب تبیین نشده است. نکته ای که شایسته و بایسته دانستم در انتشار مجدد این یادداشت لحاظ شود.

 

تئاتر “یوبیتسومه” را با کمی چاشنی شانس موفق شدم در آخرین اجرا ببینم. نمایشی ساده و به دور از پیچیدگی های جعلی و بی معنا. نمایشی که به عنوان اولین تجربه ی کارگردانی نیما نادری ، من را به دیدن آثاری ماندگار در فردای این کارگردان و نویسنده ی جوان امیدوار کرد. جوانی که نه انتلکت است و نه درگیر فضای به اصطلاح مدرن جاری در آثار تئاتر امروز روزمان.

“یوبیتسومه” نمایش خوبی است، چرا که نمایشنامه ای دارد ساده، روان، با تعلیق های به جا و به موقع و پایان بندی اصولی. چرا که این نمایشنامه ی خوب در عمل با میزانسن های درستی که کارگردان جوان انتخاب نموده است و نیز انتخاب بازیگرانی متناسب با شخصیت های مورد نظر نمایشنامه و اجرای خوب بازیگران، همراه با دکوری ساده که در خدمت اثر است؛ نمایشی شده است ساده، دلچسب، اصولی و به دور از هیجان زدگی یک تازه کار. درواقع نیما نادری با استفاده ی درست از تجربه ی پیشینیان، بی گدار به آب نزده و استانداردهای تئاتر را قربانی خلاقیت و نوآوری جوان مآبانه نکرده است. *

پس “یوبیتسومه” نمایش خوبی است… گرچه یک “اما”ی بزرگ دارد ! مساله ای که در ابتدا کیفی به نظر نمی رسد اما نهایتا کیفیت نمایش متاثر از آن می شود و یک نمایش عالی را به یک نمایش خوب برای یک کارگردان جوان بدل می کند. و این مساله فاصله بعید سوژه ی اثر از صاحب اثر است. کارگردان جوان “یوبیتسومه” سوژه ای را انتخاب کرده که آن را زیست ننموده است ، در واقع نمی توانسته آن را زیست کند. در سال های پایانی  جنگ تحمیلی ایران و عراق و بمب باران تهران، نیما نادری یا تازه متولد شده و یا اصلا به دنیا نیامده است. و این فاصله بعید او از سوژه ای که معلوم نیست چرا انتخاب کرده و از کدام دغدغه ی غیر ممکن نشأت گرفته، از دلچسبی و گرمای اثر می کاهد و بدتر اینکه نیما نادریِ جوان را در اولین تجربه، خواسته یا ناخواسته به پدر، علیرضا نادری، گره می زند، که تو با خودت می گویی این دغدغه ی نیمای جوان نیست و درد دل پدری پخته و جنگ دیده است و اوضاع وقتی برای “یوبیتسومه” ی نیما نادری بدتر می شود که تماشاچی با خود می گوید کاش علیرضا نادری آن را می ساخت و کاش هایی از این دست!

نیما نادری مستقل از پدر، البته مستقل از دغدغه ها و حرف ها و سوژه ها ، نه مستقل از مرام و سبک و فرم حتی، نادری دلچسب و ماندگار دیگری به  تئاتر ایران اضافه می کند و تئاتر ما سخت محتاج چنین ماناییِ دلچسبی است.

 

* این پاراگراف پس از دریافت انتقاد آن خواننده محترم به یادداشت اضافه شد.

یک پاسخ به نیما نادری مستقل از پدر است !؟ هنوز نیست !!

Avatar

البرز ایمانوردی

مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۳ در ۰۷:۰۲

واقعا شما یک الگو هستید .. درود برفرهنگ نقد و درود برشما خانم صادقی
کاش همه مثل شما هم منتقد باشند هم نقد پذیر !!
همواره موفق باشید به یاری خدا

فرم ارسال دیدگاه