مرداد ۲۶, ۱۳۹۳ | در: مجموعه یادداشت ها

پایبندی به اصول فقط در تئوری موسیقی، نه در عمل، و نه در مرام !

یادداشتی بر کنسرت گروه “چاوک” در فرهنگسرای نیاوران

81266067-5872379

در میان جوانانی که در حوزه موسیقی سنتی فعالیت می کنند، شجاعت اجرای زنده ی ساز و آواز به حداقل خود رسیده است و تصنیف خوانی هم بازار بیشتری دارد و هم آسان تر است. آسیب شناسی این مساله امری است که بحثی مفصل را می طلبد اما بی شک در دنیای تکنولوژی زده ی امروز و در جامعه ای که مایکروفر ها و مایکروویوها مشتری بیشتری دارند تا آرام پز ها و دیگ ها و دیگچه ها، در جامعه ای که پیتزا فروشی صف دارد و مغازه ی سبزیِ قرمه فروشی خالی است، در شرایطی که پیامک زدن حتی بر تلفن زدن ارجحیت میابد و در سرزمینی که بچه ها هم به جای عروسک و ماشین و توپ، تبلت به دست  دارند، دل و دماغ و حوصله ی شنیدن ساز و آواز ، کیمیاست. سلیقه ی ما در همه چیز ماشین زده و سرعت طلب شده است و “گر صبر کنی ز غوره حلوا سازم ” برای خیلی ها که طعم حلوا را فراموش کرده اند، بی معناست. ما امروزِ  روز فقط و فقط برای نوستالژی بازی که آن هم برخواسته از نوعی مُد قدیمی پسندی است، تصنیف های قدیمی را گوش می کنیم و گاهی زمزمه، و چنان ژست میگیریم که گویی خواننده ی آن پدربزرگ ما بوده و… ! تصنیف برای ما لقمه ای آماده، راحت الحلقوم و شیک است که در ورای این ویژگی ها به ما اعتبار و پرستیژ موسیقی سنتی گوش کردن هم می بخشد! به قول معروف : ” هلو، بپر تو گلو” ی نابی است! و امروز وجود چنین جریان تصنیف خوانی و البته تصنیف پسندی در جامعه ی ما را کمتر کسی می تواندانکار کند.

حال در این اوضاع و احوال، پایبندی گروه نوجوان “چاوک” به اوصول موسیقی سنتی و اجرای ساز و آواز توسط آنها خود امتیازی بزرگ محسوب می شود که مایه ی امیدواری است.

اما این پایبندی به اصول به تنهایی کافی نیست و برای یک اجرای زنده ی موفق باید تجربه زیادی کسب کرد و نباید شتاب زده و به عشق دیده شدن، تن به اجراهای زنده ی بی کیفیت داد.

اجرایی که در قسمت اول آن هر کس به گونه ای ساز خود را می نواخت و تنبک و دف چنان ناهماهنگ و از سر بی میلی نواخته می شدند که مایه ی آزار مخاطب بودند و دیگر صدای خواننده و تار به گوش نمی رسید. در واقع نوازنده ی ضرب و دف به نوعی زحمات خواننده و نوازنده تار را به هدر داد. البته همین نوازنده در اجرای گروهی ( قسمت دوم کنسرت ) بهتر ظاهر شد، که البته علت آن ظرافت اجرای ساز و آواز و حساسیت درست نواخته شدن هر سازی در آن است و اینکه معایب راحت تر به چشم می آیند.

در اجرای گروهی که مراتب اجرای موفق تری بود نوازندگان نی و کمانچه و سه تار موفق ظاهر شدند و اجرایشان اصولی و برخواسته از دل بود، گرچه نوازنده بم تار با استفاده از تیونر برای کوک کردن سازش پاییندی گروه به اصول موسیقی سنتی را مخدوش کرد.

خواننده گروه و همخوان نیز با همه انرژی برخواسته از شور نوجوانی شان اجرا کردند ، نوجوان بودنی که البته به گفتن ” خسته نباشید ” به هم گروهی هایشان، حین اجرا، ختم شد ! در واقع این دو چنان هیجان زده بودند از روی سن رفتن و اجرای زنده داشتن که چهارچوب اجرای زنده را فراموش می کردند ( شاید هم اصلاً آن را نیاموخته اند ) و زمانی که در میان یک قطعه خواننده باید سکوت کند و نوازندگان در حال نواختن هستند، با یکدیگر شروع به حرف زدن می کنند و فراموش می کنند که صدای پچ پچه های آنان را مخاطبین می شنوند و این صداها مایه ی خنده مردم می شود.

در مجموع، از آنچه بیان شد نتیجه اینکه صرف توانایی نواختن ساز و خواندن آواز ، دلیل بر توانایی اجرای زنده و برگزاری کنسرت نمی شود و گروه نوجوان ” چاوک ” که کنسرتشان را با قرار دادن عکسی از استاد محمدرضا لطفی بر روی سن، به او تقدیم کردند، باید پیش و بیش از استفاده از نام این استاد بزرگ موسیقی سنتی، راه و روش و مکتب او را سرلوحه خود قرار دهند و اگر او را به گفته خودشان استاد تمام موسیقی می دانند، باید شاگرد مکتب او باشند، که در مکتب او شتاب زدگی و اجراهای نصفه و نیمه بی معناست. که در مکتب او اگر “نوجوان” هم هستی و می خواهی کنسرت بدهی، باید پخته باشی، نباید از بالای سن، قبل از اجرا ، برای فامیل و دوست و آشنای خودت دست تکان دهی و سلام کنی و مخاطب عادی را فراموش کنی. در مکتب او مردم اصل هستند و موسیقی در خدمت آنها ست ، پس نوازنده و خواننده وقتی دست به فروش بلیت برای اجرایشان می زنند که مطمئن باشند که کم فروشی نمی کنند.

پایبندی گروه ” چاوک” به اصول موسیقی سنتی خوب و ارزشمند است اما این شرط ، شرط لازم است، نه کافی! و ” چاوک ” نوجوان تا آمادگی برای اجرای زنده فاصله ی  زیادی دارد، البته اگر بخواهند که در مرام و مسلک هم پیرو اساتید خود باشند!

 

یک پاسخ به پایبندی به اصول فقط در تئوری موسیقی، نه در عمل، و نه در مرام !

Avatar

البرز ایمانوردی

مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۳ در ۰۶:۵۷

با سلام
شما خیلی خوب و صریح مینویسید . همیشه مطالب شما رو پیگیری میکنم . صداقت درنوشتار و رک گویی 2 فاکتوریست که شما همیشه رعایت میکنید .
موفق و پیروز باشید

فرم ارسال دیدگاه