به بهانه آغاز به کار سی و دومین جشنواره تئاتر فجر در تهران و راه اندازی زیرگذر عجیب             چهارراه ولیعصر

جشنواره تئاتر فجر
روز اول جشنواره سی و دوم تئاتر فجر در تهرانه و تو که با توجه به عدم مدیریت درست این دوره از جشنواره و بی نظمی در ارائه برنامه ها و فروش بلیت ها و چه و چه، بدون بلیت موندی، خدا رو شکر می کنی که توسط دوستان تک بلیتی به دستت رسیده و… می تونی روز اول به مجموعه تئاتر شهر بری و تئاتر “دایی وانیا”ی زنجان پور رو ببینی و در کنارش هم سرکی در جشنواره بکشی !

شورجه و مکتب انتقادی

تاریخ انتشار :۱۵ دی ۱۳۹۲

به بهانه عذرخواهی جمال شورجه از رخشان بنی اعتماد

جمال شورجه

قهر ما با نقد و نقادی، داستان امروز و دیروز نیست! رد پایش را دنبال کنی، نقطه شروع را به سختی می یابی اما به راحتی متوجه می شوی که ما از نقد فرار می کنیم! نه دوست داریم نقد شویم و نه یاد گرفته ایم نقد کنیم چرا که تمرین نکرده ایم نقاد باشیم. چرا که دوست نداریم نقد شویم پس دیگران را نقد نمی کنیم تا دیگران نیز از نقد ما درگذرند و ما را به خود وابگذارند. حال اینکه از دیدگاه مذهبی و دینی اگر انتقاد را بررسی کنیم به « نهی از منکر » می رسیم!

رنجرو، غنی سازی غیرقابل تعلیق!

تاریخ انتشار :۲۱ آذر ۱۳۹۲

یادداشتی بر فیلم “تنهای تنهای تنها” اولین ساخته احسان عبدی پور

فیلم تنهای تنهای تنها
“تنهای تنهای تنها” فریاد دردی است بزرگ از دهان هایی کوچک. فریاد دردی است بزرگ با ابزاری بسیار کوچک، به کوچکی اتم! به کوچکی اتم اما با نیرویی عظیم!

شکلاتی به نام فلسفه در جهان تلخ امروز

تاریخ انتشار :۲۸ آبان ۱۳۹۲

یادداشتی به بهانه روز جهانی فلسفه

روز جهانی فلسفه
رد پای فلسفه همه جای تاریخ هست. هر گوشه و کنار تاریخ را که سرک بکشی و هر واقعه ی تاریخی را که رصد کنی،بی شک برایت به اثبات می رسد که همیشه پای یک فیلسوف در میان است!

«فرزند چهارم» فرزند خلف سینمای سفارشی

تاریخ انتشار :۵ مهر ۱۳۹۲

یادداشتی بر فیلم «فرزند چهارم» بر سینمای ایران

فرزند چهارم
حال سینمای ما خوب است! اما تو باور نکن!
مدتی بود که این جمله و جملات از این دست ، ورد زبان نویسندگان و منتقدان و روزنامه نگاران و. .. و همه ی اهالی سینمای ایران بود. به خصوص آنان که داعه ی روشنفکری داشتند. دوره ای که فیلم ها فروش خوبی نداشتند و مردم با سینما قهر کرده بودند.

یادداشتی درباره نسبت میان شهرام ناظری و راجر واترز

راجر واترز

یکشنبه شب سوم شهریور ماه به کنسرت شهرام ناظری در  برج میلاد می روی و از انتخابت برای آمدن به این کنسرت علی رغم انتقاداتی که به نحوه مدیریت سالن تا اجرای کنسرت داری راضی هستی. شبی که می تواند جزء خاطرات دلچسب تو از کنسرت های سال ۹۲ باشد اما آنجا که شهرام ناظری رندانه با جمله ای کوتاه تغییر در شرایط کشور و ایجاد فضای امید و شادی را به مردم تبریک می گوید و تو این را می گذاری کنار نورپردازی بنفش رنگ دکور صحنه ی اجرا، ناخواسته به یاد “راجر واترز” می افتی! و این فاصله فاحش تا جهانی شدن موسیقی کشورت و هنرمندان ایرانی را بعیدتر از قبل می بینی!

شبی که شهرام ناظری تنها بود!

تاریخ انتشار :۴ شهریور ۱۳۹۲

گزارشی از آخرین کنسرت شهرام ناظری در برج میلاد

شهرام اظری

شب گذشته اولین شب از کنسرت دو روزه شهرام ناظری ، خواننده با سابقه موسیقی سنتی ایران بود که همراه گروه جوان خود بر روی صحنه رفت !

خواننده کهنه کار ما ، اجرای خوب و خاطره انگیزی داشت . اجرایی شامل قطعات ” شیدا شدم ” ، “راست بگو نهان مکن” ، ” تصانیف ” ، “دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد ” و ” اندک اندک جمع مستان می رسد ” و قطعاتی از مقام کردی و نهایتاً قطعه خاطره انگیز ” آتش در نیستان ” .

مِستِر نایس یا آقای هالو؟!

تاریخ انتشار :۲۶ مرداد ۱۳۹۲

نگاهی جامعه شناسانه بر فیلم Mr. Nice ساخته برنارد رز

mr nice

هاوارد یک ولزی تمام عیار است. همه ی خصوصیات و مشخصه های ولز در او یافت می شود. قبله آمال و آرزوهایش آکسفورد است. نه تنها برای او که برای همه ولزی ها ، چنانکه وقتی در دانشگاه پذیرفته می شود همه مردم در خیابان به او تبریک می گویند! چنانکه او در کودکی بهترین است اما جدی گرفته نمی شود! مسخره می شود! کتک می خورد و استثمار می شود! درست همانند ولز که اگر پیشرفته ترین هم باشد باز زیر سلطه انگلستان است و جدی گرفته نمی شود.

از هیچ تا هیچ!

تاریخ انتشار :۱۸ تیر ۱۳۹۲

نگاهی به “گذشته” ی اصغر فرهادی

فیلم گذشته

“گذشته” عقده گشایی کودکانه فیلم سازی است که این سال ها زیادی جدی گرفته شده است! از چه جهت عقده گشایی است؟ از این جهت که فیلم ساز تنها به دنبال تجربه ای بوده است که در سینمای ایران با توجه به چهارچوب هایش و بعضا محدودیت هایش نمی توانسته به آن برسد. فیلم ساز ما فقط می خواسته ژست جدیدی از فیلم سازی را تجربه کند. که اگر جز این بود و اگر چنانکه طرفداران دو آتشه او فریاد می زنند، فیلمساز دارای خط فکری مشخصی بود در ۲ فیلم متوالی اش به تناقض گویی نمی افتاد! فیلمساز چنان درگیر عقده گشایی های کودکانه خود است که اندیشه های ساختگی خود را از یاد می برد.